| • چکیده : |
,""فلفلی" یك كرم ابریشم دارد و از آن به خوبی مراقبت میكند. روزی كرم او ناپدید میشود و فلفلی هرچه به دنبالش میگردد او را نمییابد، در حالی كه كرم ابریشم در پشت رختخواب، پیلهای به دور خود تنیده است. روزها سپری میشود و فلفلی بسیار غمگین است. روزی ناگهان پروانهای زیبا از پشت رختخواب پروازكنان بیرون میآید. فلفلی با خوشحالی پنجره را میگشاید و دوستانش را برای دیدن پروانه صدا میزند. كرم ابریشم كه اكنون تبدیل به پروانه شده میرود و تنها پیلهاش بر جا میماند. داستان در قالب شعر بازگو شده است." |