| • چکیده : |
,"صبح روز شانزدهم ماه مارس دو ستارهشناس كه رقیب یكدیگر نیز به حساب میآمدند به طور همزمان موفق به كشف یك جرم آسمانی ناشناخته میشوند. اما پس از مدتی جرم ناشناس ناپدید شده و تلاشهای دو دانشمند برای پیدا كردن دوبارهی آن تا مدتی بینتیجه باقی میماند. زمان به پیش میرود و باز جرم آسمانی ناشناخته رویت شده و این بار همه بر این باورند كه آن یك شهابسنگ بزرگ است كه جنس آن از طلا است. شهابسنگ با زمین برخورد كرده و در پی آن مشكلات زیادی برای پلیس، به منظور حفظ آن و دور نگهداشتن مردم، و حتی ستارهشناسها به وجود میآورد. در آخر ماجرا و پس از اتفاقهای بسیار، در حالی كرهی طلایی راه خود را به سوی دریا بازكرده و به اعماق آن فرو میرود، كه دو رقیب دست از لجاجت با یكدیگر برداشته و هریك امتیاز كشف آن را متعلق به دیگری میداند." |