| • چکیده : |
,"حضرت ابراهیم (ع) بندة خوب خدا و پیامبر او بود. خداوند به او فرمان داد كه همسر و فرزند شیرخوارهاش را در بیابانی نزدیك مكه رها كند. ابراهیم (ع) به خواست خدا، عزیزانش را در مكه باقی گذاشت و تنها به شام بازگشت. اسماعیل در آن مكان تشنه شد و هاجر فاصلة دو كوه «صفا» و «مروه» را بارها طی كرد و بعد از این كه خسته شد، چشمهای گوارا از پایین پای اسماعیل جوشید. جوشیدن چشمة زمزم برخی از صحرانشینان را به سوی آب كشید. هاجر و اسماعیل همانجا سكونت كردند. سالها بعد ابراهیم (ع)، به مكه آمد تا با همسر و فرزندش دیدار كند. خداوند فرمان داد كه كنار زمزم دیوارهای كعبه را بسازند و به او وحی شد كه مردم را برای برگزاری حج دعوت كنند. بعد از ساخت كعبه، مردم به مرور راه ابراهیم (ع) را گم كردند و بتپرست شدند و بتهای خود را در كعبه نگه داشتند. ماجراهای حضرت ابراهیم (ع)، ساخت كعبه، حملة سپاه یمن به كعبه و... از زبان خود كعبه در این كتاب بازگو شده است." |