| • چکیده : |
,"در «كمرویی»، فردی حوادثی را كه به دلیل این ضعف برای او اتفاق افتاده شرح میدهد؛ این كه چطور كمرویی دست از سرش برنمیدارد و مثل سایه در تعقیبش است، در دبیرستان چه طور به خاطر كمرویی نتوانسته به معلم ریاضی خود، عربی بیاموزد و معلم را ناامید كرده است، یا در دوران دانشجویی بازهم به خاطر كمرویی پولش را دزدیدهاند، یا چهطور یاقوتی امانتی را به مردی داده و خود پول آن را پرداخت كرده است. و آخر اینكه به خاطر كمرویی به جای فرد مورد علاقهاش با كس دیگری ازدواج كرده است. نگارنده كمرویی را ضربهای قوی و حسرتبار میداند كه انسان را فلج كرده و اقدام به هر كاری را از او میگیرد." |