| • چکیده : |
,"تا زمانی كه افراد به واسط? دوران بد كودكی، خود را شخصی آسیبدیده یا معلول میدانند، هرگز نمیتوانند درك كنند كه كودكی آنها چگونه بر الگوهای رفتاری و فكری بزرگسالیشان به صورت غیرمحسوس تاثیر گذاشته است. این افراد معمولا به عنوان قربانی، بازمانده، بزرگسالی كه كودكی بدی داشته یا فردی با عزت نفس پایین و از یك خانواد? ناكارآمد شناخته میشوند. آنها متوجه نیستند كه برخی از واكنشهای هیجانی مخرب و تمایلات منفیشان در واقع پاسخهایی طبیعی به درگیریهای ناخوشایند كودكی است تا بدین وسیله آرزوها و صدمات عمیق كودكی را ترسیم كنند. مشكلات زندگی، آنها را وادار كرده باور كنند كه نه آنها و نه وضعیت زندگیشان بهبود پیدا نمیكند. آنها درك نمیكنند كه برای ساختن یك زندگی خوب، قدرت و حق انتخاب دارند. مجموع? حاضر حاوی راهنماییهایی در زمین? كمرنگ كردن خاطرههای تلخ دوران كودكی این افراد و روشهایی برای لذتبخش كردن زندگی كنونی آنها است." |