| • چکیده : |
,"كورالین به همراه خانوادة خود در آپارتمان جدید شروع به زندگی میكنند. كوراین بسیار كنجكاو است، آنها در آپارتمان خود دری دارند كه به هیچجا راه ندارد و پشت آن تیغة آجری كشیده شده است. در یك روز كورلین به سمت در میرود و با ناباوری متوجه میشود كه تیغة آجری وجود ندارد و در به راهرویی تاریك باز میشود كه با گذر از راهرو به خانهای شبیه خانة خود با همهچیزهایی كه همیشه در آرزوی داشتن آنها بود، میرسد. در آنجا افرادی شبیه پدر و مادرش و كسانی شبیه همسایگان بودند. این موضوع تلهای است كه او را به سوی ماجراهای عجیبی میكشاند كه در این كتاب به تصویر كشیده شده است." |