| • چکیده : |
,"پدر و مادر «بهمن» قصد دارند تا برای كار به خارج از كشور بروند. بر این اساس پنهانی و به دور از اطلاع وی به صاحب مسافرخانهای میسپارند تا مسئولیت بزرگ كردن بهمن را برعهده بگیرد. بدینترتیب بهمن در مسافرخانه زندگی جدیدی را آغاز میكند و جدایی از پدر و مادر او را به ارتباط با دیگران وامیدارد. نخست دوستی با نام «گودرز» پیدا میكند، اما پس از چندی گودرز مسافرخانه را ترك میكند. پس از آن پنج مسافر ناشناس به مسافرخانة «تالاب گل» میآیند و بهمن سعی میكند تا به موشكافی دربارة شخصیت این پنج نفر بپردازد و پی ببرد كه كدامیك از آنها میتوانند جای خالی گودرز را برای او پربكنند. این زندگی اجباری یعنی جدایی از پدر و مادر، از بهمن شخصیت ممتازی میسازد و به او تفكری خاص میبخشد. رمان، مخاطب را به دگرگونی ژرفی در زندگی وامیدارد." |