| • چکیده : |
,"در شهری، شكلهای مختلفی چون مربع، مستطیل، دایره و مثلث زندگی میكردند. عیب شكلها این بود كه هر كدام فقط با همشكل خودشان دوست میشدند و غیر از خودشان هیچكس دیگری را قبول نداشتند. مربع، یك مربع بزرگ، دایرهها یك حباب بزرگ و مثلثها یك موشك و مستطیلها یك نردبان درست كرده بودند. روزی نقطهای وارد شهر شد و دید كه هركدام از شكلها محلهای دارند. هیچكدام از شكلها او را به جمع خودشان راه ندادند. نقطه به مركز شهر رفت و به تنهایی به بازی و شعر خواندن پرداخت. بعضی از شكلها او را مسخره كردند و بعضیها به او حسادت نمودند، |