| • چکیده : |
رمان حاضر تصویری است از زندگی روستایی، آلام و رنجها و رویاها و آرزوهای مردمانی كه با سنن و آداب خاص خود روزگار میگذرانند .قهرمانان اصلی داستان دو خواهر و برادر هستند .این دو بچه كه((دونا)) و ((ایران)) نام دارند، عواطف و رویاهای خود را در داستان آشكار میكنند .دونا برای مداوای ایران، او را بر كول گرفته نزد((بیبی سیاه)) میبرد و در راه برای آن كه دردش را فراموش كند، برای او قصهای از((باغ آسمان هفتم)) میگوید و این كه هر چه آرزو كند، از آن باغ به دست میآورد .شب هنگام، ایران به خواب عمیقی فرو میرود و در آن جا به((باغ آسمان هفتم)) پرواز میكند و .... |