| • چکیده : |
گذرگاه گرگها "داستان زندگی نوجوان اسكمیویی به نام "پونیك "است كه همراه خانوادهاش در یك اردوگاه قطبی و در خانهای یخی زندگی میكند .خانواده آنها از طریق شكار "كاریبو "(حیواناتی شبیه گوزن) در فصل بهار روزگار میگذرانند و گوشت كاریبوها را برای گذران سایر فصلهای سال ذخیره میكنند .اما زمان زیادی میگذرد و از آمدن كاریبوها خبری نمیشود در نتیجه ذخیره آنها به پایان میرسد .این در حالی است كه پدر "پونیك "سال گذشته به هنگام شكار "كاریبوها " كشته شده و اكنون پدربزرگ او سرپرستی خانواده را برعهده دارد .اما او نیز نمیتواند كاری بكند، همه اعضای خانواده چند روزی است كه در گرسنگی به سر میبرند و آمدن "كاریبوها "را آرزو میكنند .از همین رو، "پونیك "تصمیم میگیرد برای نجات خود و خانواده كاری بكند .پس راه غرب را در پیش میگیرد تا مگر در رودخانه یخ زده دور دست ماهی صید كند یا "كاریبو "شكار نماید .بدین سان سفر پر خطر و دلهره آور او آغاز میشود .سفری كه طی آن پسرك با سرما، گرسنگی و دیگر مصایب دست و پنجه نرم میكند ولی سرانجام در پی ماجراهایی نجات مییابد ." |