| • چکیده : |
,"در زمستانی سرد و سخت، گلههای گرگ گرسنه، برای ادام? زندگی به روستاهای منطقهای حمله برده و به شكار انسانها میپردازند. در میان آنان گرگی عظیم الجثه وجود دارد كه بیش از دیگر همجنسانش، اسباب وحشت اهالی را فراهم كرده است. حیوانهای وحشی هر شب چندین قربانی میگیرند و شرایط بقدری سخت میشود كه دولت چند شكارچی حرفهای برای پاكسازی منطقه به روستاها اعزام میكند. مدتها میگذرد اما شكارچیها نیز با وجود كشتن تعداد زیادی از گرگها، قادر به از بین بردن گرگ بزرگ نیستند و حتی دو تن از آنها، خود شكار این حیوان عجیب میشوند. در انتها آنان كه باقی ماندهاند، با همكاری روستاییان، نقشهای دقیق میكشند و گرگ را محاصره كرده و با شلیك چندین گلول? پیاپی از پا درمیآورند." |