| • چکیده : |
,"«گل سرخی برای امیلی» یك داستان كوتاه آمریكایی است كه توسط «ویلیام فاكنر» به رشتة تحریر درآمده است. این داستان روایتگر زنی است كه از انسانهای پیرامون خود میبرد و به صورت یك هیولا درمیآید. امیلی به دور از هیاهو و امور عادی جهان انسان، در انزوای اختیاری خود به سر میبرد. وی به صورت یك بت، نقشآفرین سیمای شهر میشود؛ كه گویی اندكی از دوران سربلندی شهر را در چهرة خود منعكس میكند. در این داستان، مرزی میان واقعیت و خیال وجود ندارد و مخاطبان، زندگی امیلی را به گونهای طنزآمیز تحسین میكنند؛ چرا كه این زندگی مظهری از گذشتة آنهاست كه بدان میبالند. اما در واقع، واقعیت زندگی امیلی در این جهان جایی ندارد." |