| • چکیده : |
نویسنده با استناد از چند منظومه عاشقانه ایرانی ـ همایی و همایون، خسرو و شیرین، و ویس و رامین ـ همچنین با شواهدی از متون دیگر، بر آن است این نكته را یادآور شود كه اندیشه ایرانی درباره هنجار و چگونگی رفتار اجتماعی زنان و مردان، به اعتبار جایگاه جنسی آنان است ."وی خاطر نشان میكند : "از فرودستی و كهتری جنس مادینه بهویژه هنگام حكایت كردن داستان عاشقانه و درباری، كمتر آشكارا بهصراحت یاد میشود، اما در خلال گفتهها و سرودهها و رفتار و كردار قهرمانان داستان میتوان مشاهده كرد كه چگونه همه نهادهای اجتماعی و مفاهیم جمعی رو به سوی آن دارد كه زن را محدود و منحصرا متكی و پایبند به وظایف جنسیاش سازد .از پس آن، كار او را رایگان و بی مزد و منت به شمار میآورد و از مستقل اندیشیدن و تلاش و كار در جامعه باز میداردش تا فرمانبرداری و كهتری او را تضمین كند .چنین است كه نیمی از جامعه، همانند ویس در داستان ویس و رامین، بهرغم مقاومت بیهوده آغازین خویش، ناگزیر تن به ارتكاب گناهی خواهند سپرد كه جامعه آن را پیش از زادن آنان برایشان مقرر داشته است |