| • چکیده : |
,"در داستان كوتاه «گور از پیش آماده» غلامحسین گوركن از میرزا محمدخان، مبلغ پانصدهزار تومان پول بهرهای بابت عروسی پسرش، اردشیر، گرفته و اكنون این مبلغ به ششصدهزارتومان رسیده است. میرزامحمدخان كه بارها برای دریافت طلبش نزد غلامحسین رفته و نتیجهای نگرفته، این بار تصمیم میگیرد تا با رفتن به گورستان و پنهان شدن در یكی از گورهای آماده، غلامحسین را دستگیر كند. او كه با هدف غافلگیری غلامحسین خود را درگور پنهان ساخته، ناگهان با پرتاب شدن كت سیاهرنگش به داخل گور بر اثر وزش باد مواجه میشود و به خیال این كه این كار، كار جن یا عزرائیل بوده بر اثر ترس در دم میمیرد. در این مجموعه چهار داستان كوتاه از نویسنده با این عناوین درج گردیده است: زمستان سرد میگذرد؛ گور از پیش آماده؛ چنگال سلیمان؛ سیبهای سرخ." |