| • چکیده : |
داستان مصور ور نگی حاضر، ماجرای انسان زشتی به نام كواز یمودو" است كه به گوژپشت نتردام شهرت دارد. او كه در كودكی به دستور قاضی كلوفرولوی بدجنس از مادرش جدا شده، در بالای برج كلیسا زندگی میكند و موظف است ناقوس كلیسا را به صدا درآورد. و بنابر حكم قاضی همواره آرزو دارد به شهر پاریس حكومت كند. اما كولیها را كه باعث همبستگی مردم هستند مانع تحقق آرزوی خود میداند. از این رو، با طرح نقشهای شوم بر آن است تا كولیها را قتل عام كند، ولی كولیها و مردم پاریس به كمك گوژپشت و دوستانش نجات مییابند و قاضی نابود میشود." |