| • چکیده : |
,"«گیسمروارید» داشت به آسمان نگاه میكرد كه یك تكه ابر دید. او به ابر گفت: «تو چقدر خوشمزه به نظر میرسی، دلم میخواهد یك تكه از تو را بخورم». ابر خندید و به شكل كیك درآمد. او دوباره به ابر گفت: «فكر كنم خیلی هم نرم باشی، ابر تكانی خورد و به صورت بالش درآمد». گیسمروارید از ابر خواست تا پیش او بماند، اما ابر گفت: «باید بروم، دوستان دیگرم پیش تو میآیند». ابر رفت و گیس مروارید تكه ابر دیگری را در آسمان دید. او به ابر گفت: «تو چقدر قشنگی!» ابر خندید و به شكل گیسمروارید درآمد و گفت: «تو هم خیلی قشنگی». این داستان تخیلی از مجموعة قصههای گیسمروارید، برای كودكان گروه سنی «ب» تهیه شده است." |