| • چکیده : |
,"نگارنده در این رمانواره، با این كه عمر فلسفه را پایان یافته میداند، میكوشد در بیست و یك مجلس اتوپیك با ساز ناسوت به راز لاهوت برسد. او در سراسر این كتاب كوچك، از فلسفه دل نمیكند و با نگاهی ساده اما فلسفی به جهان اطراف خود، گام به گام به عمق فلسفه، نزدیكتر میشود. در هیچ یك از مجلسهای اتوپیك این كتاب، نیست كه با برهان خلفی استثنایی، پرده از گوشهای از جهان پیرامون نویسنده و شاید ما به كنار نرود. بافت لاهوت به گونهای است كه خواننده در هر مجلس با واقعیتی تازه، رو به رو میشود كه خود یا آن را ندیده است و یا نگاه متفاوتی به آن داشته است." |