| • چکیده : |
,"مرد پس از یك روز سخت، خسته به خانه میآید. زن سلام میكند و با مهربانی كت مرد را از او میگیرد و آویزان میكند. بعد یك چای داغ برای او میآورد و با لبخند به او خوشآمد میگوید. وقتی بچهها از پدر میپرسند كه «چرا خطكش نو نخریده؟» تا مرد خانه عصبانی شود، زن یك خطكش میآورد و میگوید كه فردا پدر برایتان خطكش نو میخرد. در این لحظه مرد متوجه میشود كه چقدر همسرش زیركانه و با چه ظرافتی او و بچهها را آرام كرد. مرد به همسرش میگوید كه روز سختی داشته و نتوانسته خریدهای لازم را انجام دهد. زن میگوید: فردا هم روز خداست، خدا را شكر كه سالم هستیم و غمی نداریم. فردای آن روز مرد به سر كارش میرود و شاداب و سر حال رفتار میكند. ممكن است هر فردی در كشاكش زندگی روزانه تعادل روانی خویش را از دست بدهد و آمادگیاش برای زندگی خانوادگی كم شود. در این میان همسر نقش اساسی را در بازیابی توانهای روحی و جسمی بازی میكند. این وظیفه هم بر عهده مردان و هم زنان است. نگارنده در جلد اول از مجموعة «آرامش را برگزینیم»، ضمن بیان عوامل استحكام خانواده و زیربناهای آن، با تكیه بر اطلاعاتی كه مراجعهكنندگان در طول سالها در اختیار وی گذاردهاند، گوشههای مختلفی از زندگی زناشویی را شرح و راهكارهای لازم در هریك از تجربهها را بیان میكند. لبخند سحرآمیز نیز یكی از همین تجربههاست كه خلاصهای از آن ذكر شد." |