| • چکیده : |
,"داستان حاضر دربارهی نوجوانی است با نام "بهروز" كه در خانوادهای نه چندان مرفه رشد یافته است. او كه بسیار علاقهمند به مطالعه است، روزی از پدرش میخواهد تا مقداری پول به او بدهد تا بتواند كتاب "بینوایان" اثر ویكتور هوگو را بخرد، اما پدر از این خواسته سرباز میزند. بدینترتیب بهروز مجبور میشود تا از جیب پدر، دزدی كرده و این كتاب را بخرد. از طرفی یك روز كه به همراه مادر برای خرید بیرون رفته بود، برخلاف اصرار زیاد به مادر مبنی بر خریدن عسل، با عدم موافقت مادر برای خرید عسل مواجه میشود و مجبور میشود تا از مغازه، یك ظرف عسل بدزدد. بهروز بعدها با یادآوری خاطرات گذشته متوجه اشتباهات خود، میشود اما پیشآمد مسائلی مسیر زندگی او را تغییرداده و او را به سوی رشد و كمال رهنمون میشود و...." |