| • چکیده : |
,"در این داستان، چند دانشجوی آرژانتینی و اروگوئهای برای ادامهی تحصیل، راهی فرانسه میشوند كه عشق یكی از آنها به زنی كه یك فرزند دارد، اتفاق میافتد. در روزهای قبل از بازگشت به وطن، بین آن دو نزاعی درمیگیرد و دو روز بعد، دانشجو جسدی شبیه زن را در آب میبیند و فكر میكند كه وی غرق شده از این رو، احساس گناه میكند. پس از این ماجرا، او دیوانه و راهی تیمارستان میشود و از پنجرهی اتاق، دیوانههایی را میبیند كه به بازی لی لی مشغولند. او در این لحظه به فكر خودكشی میافتد و دست به این كار میزند، اما نجات پیدا میكند." |