| • چکیده : |
,"«غدیرخان» بزی داشت كه مثل جان برایش عزیز بود؛ اما این بز خیلی لجباز بود و باعث آزار مردم دهكده میشد. یك روز كه غدیرخان او را به گردش برده بود، بز فرار كرد و در راه بعضی از مردم را شاخ زد. این باعث شد تا غدیرخان با كمك مردم او را بگیرد و بكشد و گوشتش را بین اهالی تقسیم كند. اما گوشت بز به راحتی پخته نمیشد و مردم مجبور شدند گوشت را به صورت نیمپز بخورند. بعد از آن تمام اهالی اخلاقشان عوض شد و یكسره با لجبازی با همدیگر درگیر بودند. تا این كه غدیرخان با راهنمایی دانای دهكده گاو خشمگینی را بین آنها رها كرد. مردم هم از ترس آسیب گاو با هم متحد شدند و او را گرفتند. این مساله باعث شد كه از آن به بعد با هم مهربان و متحد باشند و دست از لجبازی بردارند. داستان تخیلی حاضر با پیامهای آموزنده، برای كودكان گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است." |