| • چکیده : |
,"مردی جانی و خطرناك، كه از اعضای مهم ارتش بوده، اكنون كه احساس میكند دیگر نیازی به وی نیست و دولت، قصد دستگیری وی را دارد، تصمیم به انتحار میگیرد. اما در آخرین دقایق، با توجه به شباهت بسیار زیاد بین وی و برادر دوقلویش، كه كندذهن و عقبمانده است، بر آن میشود تا او را جای خویش به دار آویخته و تا انتها نقش مردی دیوانه را ایفا كند. اما در همین زمان، زنی بسیار شبیه به آن دو وارد شده و در پی او مردی همچون برادر سفیه داخل خانه میشود و در اینجاست كه مرد درمییابد، جهان مملو از افرادی شبیه به اوست كه همگی برای انجام مقاصد دولت و ارتش شبیهسازی شدهاند و هرگاه كه موارد استفاده از آنها به پایان میرسد به راحتی معدوم میشوند. مرد هنوز از شوك آنچه دریافته، خلاص نشده كه چندین مرد با سگ ماهیها و لجنخوارهای دستآموز، كلبه را محاصره كرده و به وی اخطار میكنند كه خود را تسلیم كند." |