| • چکیده : |
,""مینو" معلول جسمی است. او به خاطر مشكلات روحی و روانی و احساس پوچی به دلیل دوری از معنویات خودكشی میكند، اما نمیمیرد و تنها دچار فراموشی میشود. خانوادهی او به توصیهی پزشك، او را در بیمارستان روانی بستری میكنند. در بیمارستان پزشك معالج برای درمان مینو، او را تشویق به نوشتن میكند. او از دوران كودكی تا سالهای دانشگاه را به رشتهی تحریر درمیآورد، حتی زمانی كه چند عشق نافرجام را تجربه میكند. بعد از گذشت مدتی مادر مینو، دفترچهی خاطرات پدربزرگ را در اختیار او قرار میدهد. با مطالعهی آن دفترچه، نور امیدی درون مینو روشن میشود. او زندگی را در رویا تجربه میكند و در ادامه سفری معنوی (رفتن به خانه خدا) برای او اتفاق میافتد و این سفر، مینو را با معنویات زندگی آشتی میدهد." |