| • چکیده : |
در این رمان، یوزف.ك "كارمند فروتن بانك كه زندگی را در دفتر كار و به طور عادی ـ بی هیچ حادثهای ـ سپری كرده، ناگهان با دو مرد ناشناس رو به رو میشود كه برای توقیف او آمدهاند" .یوزف "ابتدا گمان میكند كه اشتباهی رخ داده است و آن را سوءتفاهم تلقی میكند و حتی آن را نوعی شوخی از جانب همكارانش میپندارد، اما همین كه موضوع را جدی میبیند، خود را تسلیم قانون و عدالت میكند و اطمینان دارد كه قوانین و اصول اخلاقی به نفع او رای میدهد و او زندگی عادی خود را از سر میگیرد، اما به تدریج درمییابد كه همه جا گفت و گو از محاكمه اوست |