| • چکیده : |
مدیسه "داستان زندگی پسری به نام بنیامین است، كه به خاطر اصرار پدرش، مجبور به ترك كشور برای ادامه تحصیل در رشته پزشكی میشود . او قصد دارد در لندن به منزل دوست پدرش "شهرام "رفته و در كنار او به تحصیل بپردازد . ولی متوجه میشود كه "شهرام "مردی كلاهبردار و شیاد است و قصد سوء استفاده از وی را دارد. به همین دلیل از منزل او فرار كرده و با پشت سر گذاشتن مشكلات فراوانی، موفق به كسب مدرك پزشكی میشود . بنیامین معتقد است كه تمام مشكلاتی كه متحمل شده بخاطر تصمیم اشتباه پدر میباشد بنابراین تصمیم میگیرد دیگر به ایران مراجعت نكند تا اینكه ..." |