| • چکیده : |
,"مردی حلیهگر و شكمباره بود كه با صحبت و تعریف از خود مردم را فریب میداد و از آنها پول، خوراك و لباس میگرفت و برنمیگرداند. مردم از وی نزد قاضی شكایت كردند. قاضی وی را به زندان انداخت. پس از مدتی صدای اعتراض زندانیان بلند شد كه ازدست او آرامش ندارند و غذای آنها را میخورد. قاضی مرد حیلهگر را آزاد كرد و دستور داد تا وی را در شهر بگردانند و به مردم بگویند: «این مرد آزاد است، هركس به او چیزی قرض بدهد و به محكمة قاضی شكایت آورد، ما پاسخگو نیستیم، حال خود میداند». كتاب حاضر حاوی یكی از داستانهای مثنوی به نام «مرد مفلس» است كه با زبانی ساده و روان و تصاویری متناسب با داستان برای گروه سنی «ب» و «ج» تدوین كرده است. همچنین در پایان كتاب شعر این داستان و مختصری از زندگی مولانا آورده شده است." |