| • چکیده : |
,"وقتی مادر به سر كار رفت، چهارقلوها فرصت كافی برای شیطنت داشتند و دیگر نگران این نبودند كه مادرشان در همان موقع سروكلهاش پیدا شود و دعوایشان كند. تصمیم اولشان این بود كه زنگ در خانة همسایهها را یكییكی به صدا دربیاورند و پا به فرار بگذارند. چهارقلوها از این كار كلی خندیدند و به خودشان آفرین گفتند. طرح بعدی آنها این بود كه به آتشنشانی زنگ بزنند. چند دقیقه بعد ماموران آتشنشانی رسیدند و فهمیدند با مورد مردمآزاری برخورد كردهاند. چهارقلوها، دوباره زنگ خانهها را به صدا درآوردند و همسایهها را عصبانی كردند. چهارقلوها سپس به كارهایی كه كرده بودند، فكر كردند و متوجه شدند كارهایشان اشتباه بوده است و از همه عذرخواهی كردند. كتابچة حاضر، از مجموعة «شیطونكها»، برای كودكان دو گروه سنی «ب» و «ج» تهیه و تدوین شده است." |