| • چکیده : |
,"در داستان «مرد یخی»، یك رزمندة جنگ، برای رساندن نامهها و وصیتهای سایر رزمندههایی كه به عملیات رفتهاند گرفتار برف و یخ میشود، اما امانتداری او مانع از رها كردن نامهها و نجات جانش میشود. كتاب حاضر مجموعة داستانهای كوتاهی است كه حول مضمونهای مربوط به جنگ و دفاع مقدس به نگارش درآمده است تا با وجود گذشت آن روزها، فاصله گرفتن از آن دوران مجال لازم برای رویت كامل مجموعة آن رویداد بزرگ و درك عمیقتر جزء به جزء آن حماسة عظیم فراهم آید. عنوانهای داستانهای كتاب عبارتاند از: زیر پلكهایش؛ از كدام طرف باید رفت؛ موهای مامان را باد برد؛ كسی صدای ما را نمیشوند؛ مرد یخی؛ انگار ته دلم نقاره میزنند؛ انتهای رود؛ دیگر عسل نمیخورم؛ حباب و لیلیام كجاست." |