| • چکیده : |
داستان درباره مرغ كوچولوی دانایی است كه همراه با جوجههای زرد و تپلیاش در یك مرغداری كوچك زندگی میكند. او یك روز برای كاشت یك سبد ذرت از همسایههایش پیتر خوكه" و "دونالداردك" كمك میخواهد؛ اما آنها خود را به مریضی میزنند. مرغ كوچولو هم با كمك جوجههایش ذرتها را میكارد. او در موقع درو نیز از همسایگانش كمك میخواهد. آنها دوباره تمارض میكنند. سرانجام پس از برداشت محصول، مرغ دانا غذاهای بسیار خوشمزهای درست میكند اما به پیتر خوكه و دونالداردك تنها یك شیشه روغن كرچك میدهد. گروه سنی "ب" مخاطبان این داستان مصور و رنگی هستند." |