| • چکیده : |
,"وقتی پدر چهارقلوها، بلیتهای قطار مشهد را به آنها نشان داد. چهارقلوها به سرعت برق وسایل مورد نیازشان را جمع و اعلام آمادگی كردند. هنگامی كه پای چهارقلوها برای اولین بار به داخل قطار رسید شروع به سر و صدا و دویدن كردند. قبل از شام، هم به طور مخفیانه خود را به سالن غذاخوری رساندند و در آنجا هم شروع به اذیت و آزار مسافران كردند. بعد از آن تصمیم گرفتند ترمز قطار را بكشند و برای این كار، نوید روی شانة نیما رفت، لادن روی شانة نوید و لاله هم به دوش لادن سوار شد. هنوز دست لاله به ترمز اضطراری نرسیده بود كه مامور قطار از راه رسید. و به آنها گفت: «اگر ترمز را كشیده بودید. برای مسافران اتفاق بدی میافتاد». چهارقلوها از ترس و خجالت سرشان را به زیر انداختند. در ایستگاه بعدی، پدر و مادرشان تصمیم گرفتند، برای تنبیه آنها به خانه برگردند. كتابچة حاضر، از مجموعة «شیطونكها»، برای كودكان دو گروه سنی «ب» و «ج» تهیه و تدوین شده است." |