| • چکیده : |
,"سربازرس "مگره" مامور كشف راز قتل بازرگانی با نام "مسیو گاله" میشود. ماجرا ابتدا، ظاهری ساده دارد، یك بازرگان دورهگرد در اتاق هتلش به قتل رسیده است. اما مگره از هر سو بوی نادرستی استشمام میكند و از وضعیت مرگ مقتول، تحت نام عوضی و با شلیك گلولهای كه هیچكس صدایش را نشنیده و ضربه چاقویی كه به قلبش فرو رفته، به هر چیز مشكوك شده و تحقیقات وسیعی را آغاز میكند. او در پایان درمییابد كه مقتول شخصی بیدست و پا بوده است كه حاضر شده نام و اصالت خانوادگی خویش را به "گاله" واقعی بفروشد و با نهادن نام وی بر خود تمام روال زندگی خویش را تغییر داده و با تهدید افراد و باجگیری از آنها روزگار بگذراند. گاله واقعی كه تحت نام "سن هیلر" به زندگی ادامه میدهد، به موضوع اقرار كرده و در اعترافهای خود از باجگیری و فشارهای مقتول سخن میگوید. سرانجام مگره درمییابد كه با وجود كینه بسیار سن هیلر از مقتول، وی خود با ترفندی عجیب و گمراهكننده دست به خودكشی زده است." |