| • چکیده : |
,"خاله «نرگس» همیشه و همهجا از خداوند طلب بخشش میكند و من فكر میكردم كه او كارهای بد زیادی انجام داده است. اما یك روز خاله نرگس من را متوجة فكر اشتباهم كرد و من هم از خداوند طلب بخشش كردم كه دربارة خاله دچار اشتباه شده بودم، جلد چهارم از مجموعة «من مثل خدا شدم» حاوی چندین داستان كوتاه از جمله خالة خوب، خرابكاری، و اسم قشنگ است كه همراه با تصاویر رنگی برای كودكان گروه سنی «ب» و «ج» نوشته شده است. نویسنده در هر داستان به یكی از صفات خداوند اشاره میكندكه راوی با پیروی از آنها خود را همانند خدا میداند." |