| • چکیده : |
قهرمان داستان نوجوانی است به نام كرم "كه پدرش در جنگ مفقود شده و هیچ خبری از او نداردند، و تصور میشود كه، اسیر شده باشد .از همین رو، جست و جو برای كسب خبر از پدر مهمترین دغدغه فكری پسر است .بمباران شهر و التهاب و ترس و مشكلات ناشی از نزدیكی به مناطق جنگی از مسائل روزانه مردم است . پسر با مادر و خواهرش در خانهای اجارهای زندگی میكنند .خانواده مادر پسر ثروتمند هستند و مادربزرگ پسرك اصرار دارد دختر بیوهاش با مرد دیگری كه او در نظر گرفته ازدواج كند .اما پسر، به شدت با این امر مخالفت میكند و دایم به دنبال یافتن خبری از پدر است .تا این كه یك روز شایع میشود كه كماندویی عراقی از بازداشتگاه فرار كرده است .پسر پس از حوادثی، اسیر عراقی را ملاقات میكند .كماندوی عراقی از پسر میخواهد به او كمك كند تا به عراق برگردد و در عوض، او از پدرش برای پسر خبری به دست بیاورد . اما پسرك بر سر دو راهی قرار میگیرد .سرانجام پس از چند روز، محل اختفای اسیر عراقی توسط دوست "كرم "به نیروی انتظامی خبر داده میشود و در پی آن، "كرم " خبری مطمئن و موثق كسب میكند كه پدرش اسیر عراقیهاست .بدین ترتیب، او چشم انتظار بازگشت پدر میماند ." |