| • چکیده : |
,"در این مجموعه 14 داستان كوتاه فراهم آمده كه از آن جمله است: پیوند كاغذی، زنجیرهای ابریشمی، خمار، كیمیا، خلوت، قند تلخ، مرگ ارگ، خزان در تابستان، و طلق طلایی. برای نمونه در "طلق طلایی"، راوی و دوستش در حالی كه سوار بر رنوی قراضهای هستند با موتورسواری تصادف میكنند. موتورسوار از آنها میخواهد تا به دلیل پاره شدن طلق كهنهی موتورش در این تصادف برای طلق تایكو بخرند، اما راوی و دوستش نمیپذیرند و همین امر موجبات دردسر برای آنها را فراهم میآورد. از جمله این كه این مرد را به بیمارستان منتقل كرده و هرروز به ملاقاتش میروند. راوی در پایان داستان میگوید: "در هر صورت چهلهزار فحش شنیدیم و چهارصدهزار تومان خرج كردیم تا چهارهزار تومان طلق نخریم"." |