| • چکیده : |
,"در روستایی سرسبز مادربزرگ پیر و مهربانی به تنهایی زندگی میكرد. یك شب باران گرفت، جوجة گنجشك با پرهای خیسش به در خانة مادربزرگ رسید و از او خواست كه شب را پیشش بماند. مادربزرگ او را به خانه راه داد، كمكم الاغ، كلاغ، مرغ، سگ پشمالو نیز رسیدند و مادربزرگ همة آنها را به خانة خود راه داد. صبح كه شد مادربزرگ از همة آنها خواست كه خانهاش را ترك كنند، اما هیچكدام از حیوانات مادربزرگ را تنها نگذاشتند و قول دادند برای او كاری مفید انجام دهند. كتاب حاضر به صورت مصور برجسته، و در قالب شعر كودكانه برای كودكان گروه سنی «ب» به نگارش درآمده است." |