| • چکیده : |
,"در كلبهای كنار جنگل، خالهپیرزن مهربانی به تنهایی زندگی میكرد. در یكی از شبهای سرد و بارانی، حیوانات مختلف مانند گاو، خروس، جوجه و سگ یكی پس از دیگری به كلبة او پناه آوردند و خالهپیرزن با خوشرویی همة آنها را پذیرفت. فردای آن روز همة حیوانات با التماس از او خواستند كه برای همیشه نزد خاله پیرزن بمانند، او هم پذیرفت. از آن پس خالهپیرزن دیگر تنها نبود و حیوانات در كارهای خانه و مزرعه به او كمك میكردند. مخاطبان این افسانة عامیانه كه از مجموعة افسانههای ایرانی به چاپ رسیده گروه سنی «الف» و «ب» هستند. قسمتهایی از داستان در قالب شعر آمده است." |