| • چکیده : |
در این داستان، نویسنده ماجرای جوانی به نام ((فرهاد)) را باز میگوید كه دل باخته دختر داییاش ((سمیرا)) ست .فرهاد به اصرار پدر برای تحصیل علم پزشكی روانه امریكا می شود، اما در آنجا رشته علوم سیاسی را برمیگزیند .او پس از چندی به ایران بازمیگردد و پس از ازدواج با سمیرا دوباره به آمریكا برمیگردد ثمره این ازدواج پسری به نام فرزاد است .فرزاد یك ساله است كه اوضاع داخلی ایران آشفته میشود و خاندان پهلوی سقوط میكند .در این میان بسیاری از خانواده سمیرا دستگیر و كشته میشوند .فرهاد كه خود از طرفداران انقلاب است بر اثر مصایب فراوان سكته میكند و ... |