| • چکیده : |
,"این داستان دربارهی تاجری ثروتمند است كه یك روز ناهار مفصلی تهیه كرده فقرا را به خانهاش دعوت میكند. بعد از ناهار مرد تاجر كنار در خانه میایستد و یك درهم به هر شخص میدهد و از آنها میخواهد تا هر شب برایش دعا كنند. همهی فقرا چنین میكنند. اما پسر جوانی از این كار سر باز میزند و به مرد تاجر میگوید كه دستگیری از بینوایان وظیفهی اوست و او نباید بر آنان منت بگذارد. مرد تاجر كه بسیار عصبانی شده دستور میدهد تا جوان را از خانهاش بیرون بیندازند. گروه سنی "ب" مخاطبان این داستان مصور و رنگی هستند." |