| • چکیده : |
,"«تمنا» دختری متكبر بود كه به خاطر زیبایی ظاهریاش، خود را جزء مخلوقات لایق و شایستة خداوند به حساب میآورد و بقیه را ناچیز میشمرد. حتی «تیام» و «تكین» خواهر و برادر خود را در مراتب پایینتر از خود میدید و از رفتار و ظاهر آنها همیشه ایراد میگرفت. «پژمان»، پسر دوست پدرش، دلباختة وی بود. تمنا نیز به پژمان علاقمند بود. در مهمانیای كه پژمان و «فرزین» پسرعمویش، با هم در آن شركت داشتند، توجه فرزین به تكین، باعث برافروخته شدن احساس حسادت تمنا به او شد و این احساس اتفاقات جدیدی را به دنبال داشت كه حاصل آن ازدواج او با پسرعمهاش «كسری» بود؛ زندگی مشتركی كه زیاد دوام نیاورد." |