| • چکیده : |
,"«نرگس» با نوشتن رمانی دربارة زندگی پسری زشت، تحقیر شدن او توسط پدر و اطرافیان و عشق دختری نسبت به او مشهور میشود. روزی فردی به نام مازیار با او تماس میگیرد و تحت تاثیر رمان او، جذب شخصیت نرگس میشود. بعد از ماهها، آنها با هم قرار ملاقات میگذارند و نرگس دلباختة او میشود. در همین زمان، جوانی سوخته با ظاهری كریه خواهر خود را برای خواستگاری از نرگس میفرستد. طبق گفتوگوی خواهر جوان سوخته، او نیز با خواندن رمان، به زندگی امیدوار شده و قصد ازدواج با نویسندة رمان را میكند. نرگس از این اتفاق بسیار متاثر میشود و مجلس خواستگاری را ترك میكند، و امید جوان سوخته را بر باد میدهد. او ماجرا را برای مازیار تعریف میكند. مازیار پرده از رازی برمیدارد كه باعث میشود نرگس با دستان خود به زندگی خود پایان دهد." |