| • چکیده : |
,"شخصیت اصلی این داستان، دختری است با نام "ندا" كه در دهسالگی پدر و مادرش را در یك سانحهی تصادف از دست میدهد. از آن پس وی به همراه تنها داییاش ـ كه مردی حدودا پنجاه ساله است ـ و پسرش علی كه تنها یادگار همسرش است، زندگی میكند. دایی مجید كه از بیمسئولیتیهای علی به تنگ آمده، تصمیم میگیرد كه پسرش را به ازدواج با ندا مجبور كند تا بدینطریق بتواند او را به زندگی پایبند كند. اما ندا پیشنهاد ازدواج با علی را نمیپذیرد. از طرفی "پیمان" ـ كه كارمند یك شركت خصوصی است ـ به ندا دل میبندد و..." |