| • چکیده : |
اثر حاضر داستانی است تاریخی درباره زندگی یكی از پادشاهان ساسانی .در این كتاب روایت عاشقانه((شاپور اول)) با((نظیره)) دختر زیبای عرب بازگو شده است . ((نظیره)) دختر((ساطرون)) عرب، پادشاه((الحضراء)) بود .او با چهرهای دلفریب در سراسر كشورهای عرب به زیبایی شهرت داشت .پدر او با ساسانیان در نبرد بود، از طرفی برجهای مستحكم شهر مانع از نفوذ لشكریان پارس میگشت .((نظیره)) كه ((شاپور)) را یكی از دشمنان سرسخت پدرش میدانست تا قبل از دیدن پادشاه ساسانی از او متنفر بود .او آرزو میكرد با هر سلاحی كه در اختیار داشته باشد((شاپور)) را نابود كند .((نظیره)) پس از دیدن((شاپور اول)) دل باخته او گشت و ناگزیر راز خود را با ندیمه خود در میان نهاد و از وی خواست تا پیغام عاشقانهاش را به((شاپور)) برساند .((نظیره)) در پیغامش از شاه خواسته بود تا با او ازدواج كند و در مقابل، طلسم شكست شهر را دریافت كند .شاه ساسانی پیشنهاد او را پذیرفت، اما ... |