| • چکیده : |
,"نفرتیتی زیباترین، مقتدرترین و پرجذبهترین ملكة دنیا، همراه شوهرش «آفن آتن» بر یك امپراطوری در اوج شكوه و عظمت آن فرمانروایی میكند. آنها شهری جدید و باشكوه در صحراهای ساحل رود نیل برپا ساختهاند و قرار است به مناسبت پیروزیشان، از پادشاهان، عالیمقامان و رهبران سرتاسر امپراطوری در جشن بزرگ پذیرایی نمایند، ولی ناگهان نفرتیتی ناپدید میشود. راحوتپ، جوانترین رئیس كارآگاهان پلیس تبس و جستجوگر اسرار فراخوانده میشود. او ده روز فرصت دارد تا پیش از آغاز جشن بزرگ ملكه را پیدا كند و بازگرداند. موفقیت برایش افتخار و شكست برای او و خانوادهاش مرگ را به ارمغان خواهد آورد." |