| • چکیده : |
,"«فردی ماتینز» و دوستش «كارا» برای همدیگر داستانهای ترسناك تعریف میكردند. آنها از هیچچیز نمیترسیدند تا این كه روزی كه به زیرزمین خانة فردی رفته بودند، یك در مخفی پیدا كردند كه به یك تونل منتهی میشد، در آن تونل یك تابوت بود كه درون آن یك بطری وجود داشت، آنها نباید به بطری دست میزدند، اما آنها با كنجكاوی و باز كردن بطری باعث شدند كه نفس خونآشام بیدار شود و آنها را دچار ماجراهای ترسناك كند. «نفس خونآشام» شمارة 2 از سلسله كتابهای سایة وحشت و داستانهای وحشتآفرین آمریكای قرن 20 م. است." |