| • چکیده : |
,"آقای «رجنالد»، نگهبان باغوحش است و به همة حیوانات صبحانه، نهار، عصرانه و شام میدهد. یك روز كه او در حال غذا بردن برای قفس میمونها بود، میمونها كلید قفسها را از جیب او دزدیدند و همة حیوانات را آزاد كردند. آقای رجنالد و بازدیدكنندگان باغوحش، از ترس حیوانات به یك قفس پناه بردند. هنگام عصر كه حیوانات از بازیگوشی خسته شده بودند، زیر یك درخت خوابیدند. آقای رجنالد هم به آرامی بیرون آمد و كلیدها را برداشت و عصرانة هر حیوان را طوری روی زمین چید كه تا داخل ففسهایشان ادامه داشت. حیوانات وقتی از خواب بیدار شدند، از گرسنگی زیاد به سمت قفسهایشان رفتند و نگهبان هم در قفس همگی آنها را دوباره بست. داستان تخیلی حاضر برای كودكان گروه سنی «ب» و «ج» تهیه شده است." |