| • چکیده : |
,"در زمانهای دور، در یك خانة بزرگ هفت دختر به همراه مادرشان زندگی میكردند. خانه هفت در داشت و هركدام از درها، به اتاق یكی از دخترها بازمیشد و هرشب نوبت یكی از آنها بود تا دسته كلید را از مادرشان بگیرد و همة درها را قفل كند. شش دختر هركدام هنرمند بودند. دختر هفتمی كه «نمكین» نام داشت، از مردم نان خشك میخرید و به آنها نمك میفروخت و نان خشكها را برای پرندهها میریخت. در نزدیكی خانة آنها غول وحشتناكی زندگی میكرد و هرشب منتظر فرصت بود تا در خانه باز بماند و او وارد خانه شود. روزی كه نوبت نمكین بود كه درها را قفل كند، او شش در را قفل كرد و وقتی به در هفتم رسید، پرندة زخمیای دید و به كمك او شتافت. در باز ماند و غول وحشتناك وارد خانه شد. این كتاب برای كودكان گروه سنی «ب» و «ج» به نگارش درآمده است." |