| • چکیده : |
,"«نوا» دختری جوان و زیبا، چهارمین فرزند خانواده است. او در میان سه برادرش عزیر و مورد علاقة پدر و مادر است. در رفاه كامل بزرگ شده و سختی دوران را هرگز ندیده است. او در مقابل پیشنهادات ازدواج مخالفت كرده، اما سرانجام دل به عشق «بهراد» میسپارد. بهراد عاشق نواست، اما او به خاطر دوستی با «فرهود» عشق خود را به نوا بیان نكرده و سرانجام بعد از مرگ فرهود هردوی آنها به عشق سوزان خود اعتراف میكنند. اما در پی حوادثی ناخواسته و غیرقابل پیشبینی وضعیت زندگی نوا به پایینترین نقطه میرسد و او و بهراد از هم جدا میشوند و هر دو تاوان بسیار سنگینی برای عشق میپردازند كه به قیمت جوانی و عمر هردوی آنها تمام میشود." |