| • چکیده : |
,"«نیلوفر» دختر صبور و فهمیدة «مرضیه» است كه به همراه مادر سالهای سال مشكلات زندگی را به دوش میكشد. مرضیه دختر ایلیاتی، علیرغم مخالفتهای خانواده با «جمشید»، پسر یكی از خانهای كرمانشاه، ازدواج میكند و بعد از مدت كوتاهی جمشید شهید میشود. بعضی از اقوام جمشید مرضیه و خانوادهاش را سبب مرگ جمشید میدانند. مرضیه خسته از زخم زبانها در حالی كه باردار است، از خانه فرار میكند و مدتی با خانوادة فردی به نام «قاسم» زندگی كرده و فرزند خود را به دنیا میآورد. در پی اتفاقاتی به عقد قاسم درمیآید و صاحب دو فرزند دیگر به نامهای «ستاره» و «سارا» میشود. قاسم بر اثر تصادف فوت میكند. مرضیه با وجود مشكلات فراوان فرزندان خود را بزرگ كرده و نیلوفر برای ادامة تحصیل به سنندج میرود و بار دیگر سرنوشت او را مقابل خانوادة پدریاش قرار میدهد و او متوجه میشود در حالی كه در زندگی متحمل سختیهای بیشماری بوده است، زمینهای وسیعی در سنندج مال پدرش بوده كه اینك به او ارث رسیده است." |