| • چکیده : |
این داستان در دوزاده قسمت با نثر عامیانه به رشته تحریر درآمده است .نوشتههای آغازین داستان بدین صورت است :((اندیشمند قصه ما، راه خودش رو از كنار همون آب و علف آغاز كرد !روزها حمالی میكرد و شبها كتابای مكتبی میخوند !خلاصه ...اونقدر كتاب خوند و مشق كرد ...تا رفت دانشگاه !اونم بهترینی كه آرزوش میكرد .دست زن و بچش رو گرفت و رفت پایتخت !خونهای اجاره كرد و با خودش قرار گذاشت كه از این به بعد شبها حمالی كنه و روزها سر درس بزرگترین استادان او دیار ((فلسفه و شعر و موسیقی)) یادبگیره !توی اون محفل همنوعانی رو میدید، ولی تقریبا از همه حیوونای دیگه هم اون جا حاضر بودن ((... |