| • چکیده : |
در این نمایشنامه ((زهرا)) و ((هادی)) هر دو طلاق گرفتهاند .هادی فقط 20سال در انتظار مصاحبهای بود كه بایستی در خانهاش انجام بگیرد آن هم به این دلیل كه به غلط اعتقاد دارد كه پایش میلنگد .وی به دلیل لنگی پایش از ظاهر شدن در اجتماع میترسد .گرچه پای هادی هرگز نمیلنگد، بلكه پای او در مقابل كسانی میلنگد كه یك عمر از برخورد با آنها به دلیل پای لنگش هراسان بوده است .زهرا نیز دچار مشكل روانی است .او در سراسر نمایش از ((خون)) میگوید و میخواهد وجود آن را توجیه كند، هر چند آنچه او از ((خون)) میگوید وجود خارجی ندارد، با این همه او همه جا را به خون میكشد...در ابتدای كتاب، نویسنده برخی مختصات آثار هنری را توضیح میدهد و طی آن نكتههایی در باب چگونگی خلق این آثار و هنرمندان بزرگ، بیان میكند . |